جهان امروز و پیشگوییهای آخرالزمان
------------------------
برگرفته از كتاب پیشگویی‌ها و آخرالزمان
به‏همان‏سان كه انتظار دستیابی به «مدینه فاضله» و وضعی بهتر و متفاوت با وضع موجود و گریز از ناملایمات، از ابتدای خلقت یار قرین و رفیق دائمی انسان بوده و وعده فرارسیدن روزگار رهایی توسط انبیا، اولیا و حكما نیز این تمنا و انتظار را قوت بخشیده، تلاش برای كسب آگاهی از امكان و زمان وقوع وعده رهایی و فصل بهار حقیقی نیز او را رها نساخته است. شاید این تلاش مرهمی بر زخمهای آدمی بوده و آن را انگیزه‏ای برای تاب آوردن ناملایمات و مبارزه با همه آنچه كه نامطلوب بوده می‏شناخته؛ تا آنجا كه این «تمنا» و «مجاهده» فصل قابل توجهی از فرهنگ وادبیات اقوام را به‏خود اختصاص داده است.فقدان ادوات مناسب برای گشودن این راز سر به مفهر و عدم توانایی عموم مردم در دسترسی به آنچه در پس پرده نهان مانده، موجب بوده تا عموم اقوام، پرده‏برداری از این راز را از قدیسان، راهبان، كاهنان، منجمان، طالع‏بینان و بالاخره پیشگویان بخواهند. چه، دست یازیدن به این اسرار نهان را از توان انسانهای معمولی خارج می‏دانستند و تنها این توان را در كسانی جست‏وجو می‏كردند كه قادر به خرق عادت و شكستن محدودیتهای عالم محسوس بودند و یا با ایجاد نوعی رابطه با نیروهای ماورایی و قدسی امكان كسب خبر از آینده را در اختیار داشتند. از همین روست كه بخشی از آثاری كه سخن از آینده به میان آورده‏اند؛ منسوب به طالع‏بینان و منجمان و كاهنان است...این تلاش در میان همه ملل و نحل در هیأت مجموعه‏ای از «پیشگوییها» رخ نموده است. چنانكه هیچ دوره و قومی را نمی‏توان سراغ گرفت كه در آثار فرهنگی خود فصلی ویژه در این باره نگشوده باشند.آثار اساطیری، ادبی و مذهبی عموم اقوام، مشحون از «پیشگویی» درباره آینده وفرجام تاریخ، جهان و انسان است. به دلایل مختلفی كه در اینجا مجال گفت‏وگو درباره آن نیست زبان عموم این آثار تمثیلی، رمزگونه و استعاری است.اگر چه علوم جدید كه جملگی مبتنی بر دریافتهای تجربه‏گرایانه و كمّی از عالم و آدم است نافی هرگونه سخن در این‏باره است اما، می‏بایست متذكر این نكته شد كه نسبت با مبدأ هستی و علم لدّنی انبیا و اولیای الهی، مكاشفات پیران طریقت و قدیسان، رؤیاهای صادقه، ریاضتهای نفسانی و بالاخره علوم غریبه در گذشته امكان كشف زمان و مكان وقوع بسیاری از حوادث و وقایع مربوط به حیات فردی و جمعی در كره خاك و در آینده دور را فراهم آورده است. چنانكه این اطلاعات به نسبتهای مختلف در میان عموم موجود بوده و عرضه آثاری را نیز موجب گشته است.مراجعه به این آثار و توسل به برخی از طرق (حتی ناپسند و مذموم مثل فالگیری و رمالی) برای آگاهی از آینده خود، با وجود انكار ظاهری آن، جزء لاینفك حیات انسان غربی و از جمله سیاستمداران و روشنفكران است.زبان تمثیلی و گاه شاعرانه این آثار موجب بوده تا این آگاهی، همواره قرین با تردید در كشف مصادیق و تشخیص دقیق زمان و مكان وقوع حوادث باشد. تنوع نشانه‏ها، نمادها و پیچیدگی زبانی را وجه مشترك عموم این آثار می‏توان دانست. با اینهمه هیچ‏گاه از جذابیت پیشگویی و رونق بازار پیشگویان كاسته نشده است؛ چرا كه «نگاه به آینده» و تلاش برای آگاهی درباره آینده جزء لاینفك حیات انسان و به عبارتی ذاتی وجود او بوده است. امری كه انسان را از سایر موجودات متمایز ساخته و انگیزه لازم برای تاب آوردن جهان و گذار از فراز و نشیبهای آن را در وی ایجاد كرده است.از وجهی دیگر، اگر چه ملل گوناگون از «جهان‏بینی» و «جهان‏شناسی» متفاوتی برخوردارند و هر یك تعریفی ویژه از مبدأ و انتهای جهان و جایگاه و نقش انسان در میانه عالم ارائه می‏دهند اما، جملگی در منتهی شدن عمر جهان و حیات كلی انسان به «عصری طلایی» و عاری از هرگونه عیب و رنج و الم مشتركند؛ هر یك نیز این عصر را به نامی و عنوانی خوانده‏اند و فرارسیدنش را نیز نویدبخش انسان مانده در رنج و ظلم و تباهی ساخته‏اند.
   در میان همه ملل، «یهودیت» به دلیل قدمت تاریخی از یك سو و تذكر درباره ظهور مسیح موعود، بیشترین آثار با موضوع و مضمون «پیشگوئی آینده» را عرضه داشته چنانكه، علقه ویژه اقوام یهودی به «كاهنان» نیز بر دامنه این آثار افزوده است. تاریخ حیات این قوم هیچ‏گاه منفك از حضور و رأی «كاهنان» نبوده است. از سوی دیگر «مكاشفات قدیسان و رهبانان» مسیحی نیز از جایگاه قابل توجهی برخوردار است. آنان نیز واسپس آخرین گفت‏وگوی مسیح(ع) با حواریون - كه خبر از آینده و ظهور مجددش می‏داد - در انتظاری بزرگ فرو رفتند تا از آن پس عارفان و رهبانان مسیحی مصادیق بارز حوادث و پیشگوییهای مسیح(ع) و قدیسین پس از وی را شناسایی، تفسیر و اعلام كنند. شاید كه منتظران مؤمن از حوادث سوء ماقبل از ظهور حضرت مسیح(ع) در امان مانند و توفیق دیدار دوباره «موعود» را حاصل آورند. از همین روست كه علی‏رغم وقوع تحریف در دو كتاب مقدس تورات و انجیل بخشهای قابل تأملی از این دو كتاب را «پیشگوییهای مربوط به آخرالزمان» و ظهور دوباره موعود منجی تشكیل می‏دهد.
 در میان ملل و نحل مختلف و از جمله برهمنان هندی، كاهنان معابد تبت، عالمان بودایی و غیره نیز آثاری از این دست موجود است. بخشی از آثار و منابع كتبی و شفاهی مسلمین نیز دربردارنده اخبار آخرالزمان، ملاحم و فتن و بالاخره ظهور موعود(ع) است. قدمت این اخبار به روزهای آغازین بعثت نبی‏اكرم(ص) می‏رسد. چنانكه حدیث معراج، خطبه غدیر و بسیاری از احادیث و روایات منقول از زبان حضرت دربردارنده این اخبار و تذكر حوادث سالهای پایانی و ماقبل الظهور است. پس از نبی اكرم(ص) نیز سایر ائمه دین(ع) به گونه‏های مختلف از این اخبار و حوادث سخن گفته‏اند چنانكه علی(ع) در نهج‏البلاغه در میان خطبه‏ها و كلمات و حكمتها بارها متذكر وقایع و اخبار این فصل مهم از حیات مسلمین شده‏اند. سپری شدن ایام حیات هر یك از ائمه(ع) و فراهم شدن زمینه‏های غیبت صغری و كبرای حضرت ولی‏عصر(ع) به صورت طبیعی بر حجم این اخبار و روایات افزوده است. سؤالات اصحاب و یاران، ضرورت آماده‏سازی شیعیان برای تاب آوردن ایام دوری و فترت و بالاخره درامان نگه داشتن شیعیان از گرداب «تردید» و شبهه و بلایای سخت آخرالزمان موجب افزایش حجم این اخبار و روایات بوده است. وجه بارز و ممیز این اخبار در مقایسه با پیشگوییهای قدیسان و طالع‏بینان سایر اقوام در موارد زیر است:
   1. وضوح و روشنی مصادیق؛
   2. ذكر علائم و نشانه‏های وقایع طبیعی و غیر طبیعی كه در سالهای پایانی (ماقبل از ظهور) آشكار می‏شود؛
   3. بیان تكلیف فردی و اجتماعی مسلمین (و به ویژه شیعیان) در هنگام مواجه شدن با این مصادیق و وقایع.
   اطمینان از صحت اقوال و اخبار صادره از سوی ائمه معصومین(ع) به دلیل نسبت حقیقی آنان با منبع وحی و الهام و جایگاه ویژه آنان به عنوان ولی و سرپرست مسلمین و حجج الهی در گستره زمین، موجبات توجه جدی و تذكر مسلمین و شیعیان به این اخبار را در سالهای سخت و طاقت‏فرسای قبل از ظهور فراهم آورده است.
   حتمی‏الوقوع بودن برخی از این حوادث، بحرانهای نفس‏گیر طبیعی و غیرطبیعی - كه جان میلیونها نفر را در آخرین سالهای قبل از ظهور به خطر می‏اندازد - و بالاخره آشكار شدن علائم بسیاری كه حكایت از نزدیك شدن فصل رهایی می‏كند در این منابع مورد توجه و تأكید واقع شده است.   غلبه علوم تجربی كه حاصل تاریخ غربی است و غربزدگی مسلمین طی دویست سال اخیر متأسفانه موجب بی‏اعتنایی شیعیان به این وجه از حیات و تأمل درباره حوادث آینده و اخبار رسیده در این باره گردیده است. چنانكه بلافاصله گوینده را متهم به نشر خرافات و اوهام و بسط ترس و رعب و ناامنی در میان جامعه می‏كنند و خود رها از این همه به تنظیم مناسبات و معاملات مبتنی بر عقل جزوی، حال‏نگر، كمّی و غافل از گذشته و آینده مشغول می‏شوند.باید پرسید: آیا به همان اندازه كه امروزه مسلمین درگیر و دار با ظاهر دین و دنیا روزگار می‏گذرانند و همه امور را متكی به عالم محسوس و تجربه‏گرایی صرف می‏شناسند؛ یهودیان، مسیحیان و حتی برهمنان هندو نیز از این امور غافلند؟ تمامی قراین و شواهد حكایتی دیگر را بیان می‏دارند. در هیچ دوره‏ای نظریه‏پردازان، سیاستمداران و عموم مردم ساكن سرزمینهای غربی به اندازه دوره‏ای كه در آن به سر می‏بریم درباره آینده جهان، جنگ پایانی، پایان تاریخ، ظهور مسیح، ضد مسیح(دجال) و همه آنچه غرب و تمدن مادی آن را به خطر می‏افكند؛ گفت‏وگو نكرده و براساس پژوهشهای انجام شده اقدام به تولید آثار فرهنگی و تدوین استراتژیها و تنظیم سیاستهای منطقه‏ای و بین‏المللی خود ننموده‏اند. تولید و توزیع گسترده فیلمهای سینمایی - كه عمدتاً محصول كمپانیهای امریكایی‏اند - تأسیس سایتهای اطلاع‏رسانی در شبكه جهانی اینترنت، انتشار مجموعه گسترده‏ای از كتابها و مقالات مرتبط با موضوعات یاد شده و... تنها در زمره بخش آشكار این رویكرد عمومی غرب به موضوع آخرالزمان و آینده‏نگری در این‏باره است. بسیاری از شما درباره «نوسترآداموس» و پیشگوییهای او كه چهارصد سال پیش صورت گرفته، شنیده‏اید. اولین بار حدود سالهای 60 و 61 بطور اتفاقی نسخه‏ای از فیلم نیمه مستند «نوسترآداموس» برادران وارنر را دیدم.  تأكید بازیگر راوی داستان فیلم مبنی بر به واقعیت پیوستن صدها پیشگویی این پیشگوی یهودی‏الاصل فرانسوی و نمایش فیلم ورود امام خمینی به ایران، همراه با قرائت قطعه‏ای از پیشگوییهای وی در این باره و ارائه عباراتی كه حكایت از وقایع شگرف و مهم در آینده و حتی تا وقت ظهور منجی موعود داشت توجه هر بیننده‏ای را جلب می‏كرد. سازندگان فیلم با نوعی شیطنت این موضوع را به بیننده القا می‏كردند كه حسب پیشگوییهای نوسترآداموس پس از نبردهای طولانی و جنگ جهانی سوم، جهان صلحی هزار ساله را زیر پرچمی در بیت‏المقدس تجربه خواهد كرد. طی چندین دهه اخیر، مضامین این پیشگوییها با چاشنی تحلیل سیاستمداران غربی و جهت‏گیری ویژه گردانندگان پشت پرده مدینه لیبرال سرمایه‏داری، دستمایه ساخت دهها فیلم با موضوع و مضمون آخرالزمان و موجودی ماورائی كه از فضایی خارج از كره زمین جهان را تهدید می‏كند، شده است. این موضوعات و انتشار آراء اشخاصی چون هانتینگتون، تافلر، فوكویاما و امثالهم كه به‏عنوان نظریه‏پرداز سخنانشان درباره «پایان تاریخ»، «جنگ تمدنها» و... تبدیل به استراتژی سیاسی، نظامی سیاستمداران حاكم بر آمریكا و انگلستان شده بیش از پیش نگارنده را متوجه جریانی كرد كه در میان مسلمین مغفول مانده است.
   «نوسترآداموس» پیشگویی بود كه در عباراتی پیچیده و الفاظی نمادین و سمبلیك از آینده سخن می‏گفت، اما بسیاری از حوادث و اتفاقات طی همین یكی دو دهه در كنار بن‏بستهای نظری، ابتذال فرهنگی و بحرانهای مدنی دلواپسی درباره آینده و انتظار رهایی بزرگ را مبدل به دغدغه فكری بخش بزرگی از مردم جهان كرد. چنانكه امروزه تنها بیش از پنجاه پایگاه اطلاع‏رسانی در شبكه جهانی اینترنت وظیفه گفت‏وگو و تفسیر پیشگوییهای نوسترآداموس را عهده دارند و قریب به یكصد و بیست پایگاه نیز آراء عرضه شده درباره گذشته و آینده جهان در میان ساكنان ربع مسكون را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می‏دهند.  این همه  حكایت از «واقعه‏ای شگرف» یا جریانی پیوسته و سازمان‏یافته در لایه‏های پنهانی سیاست، فرهنگ و اقتصاد جهان استكبار می‏كند.  بسیاری از منابع و مصادر مذهبی (یهودی، مسیحی و اسلامی) و پیشگوییهای پراكنده در میان ملل مختلف از این «واقعه شگرف» و مقدمات و نشانه‏های آن خبر می‏دهند و در وجه دیگر عملكرد عوامل استكبار و استعمار (آمریكا، انگلیس، پرتغال و اسپانیا) خبر از «جریانی پیوسته» و سازمان یافته دارد كه می‏تواند از سویی دیگر حاكی از اطلاعات آنان از این واقعه شگرف هم باشد و یا... جناب «شیخ علی كورانی» محقق مباحث مهدوی و مؤلف مجموعه پنج جلدی معجم احادیث الامام المهدی(ع) در كتاب عصر ظهور می‏نویسد:
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نشانه‏های اعتقاد به حضرت مهدی منتظر(ع) در میان ملل جهان اسلام و حتی غیر اسلام... یعنی پرسش از او و سخن گفتن پیرامون او و مطالعه و تألیف درباره او به اوج خود رسید. تا جائیكه این لطیفه شایع شده كه وزارت اطلاعات آمریكا پرونده‏ای از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدی(ع) تهیه و تنظیم نموده كه تنها نقص آن تصویر آن حضرت است5.  تفاسیر مختلفی از این اطلاعات و آنچه در جغرافیای سرزمینهای اسلامی می‏گذرد می‏توان ارائه نمود.  غرب به مدد «مراكز مطالعاتی و استراتژیك» خود، همه آنچه را كه درباره «آینده جهان» و «جهان آینده» بیان شده گردآوری و بررسی كرده است و حسب خوی ذاتی (استكبارورزی) خود نیز سر در پی ترسیم نقشه‏ای برای «آینده جهان» و «جهان آینده» گذارده است. چیزی كه از آن با عنوان «نظم نوین جهانی» یاد می‏شود. در این مراكز بی‏گمان آثاری كه محصول خلوت، مكاشفه، اخبار و روایات و حتی ریاضت راهبان و قدیسان عالی‏مقام‏اند نیز از نظر دور داشته نشده است. نمی‏بایست از این نكته غفلت كرد كه سیاستمداران امروز دو كشور مدعی؛ یعنی «آمریكا و انگلیس» عموماً همپا با سازمانهای جهانی مجری طرحها و خواست سرمایه‏داران یهودی و محافل صهیونیستی هستند. جریانی كه بیش و پیش از سایر اقوام دست در كار پیشگویی و طراحی توطئه دارند. شاید بتوان پیشگوییها و روایات و اخبار قدیسان و مكاشفات موجود در منابع علمای مسیحی و پیشگوییهای طالع‏بینانی چون نوسترآداموس را نادیده انگاشت و با لبخندی از كنار اخبار علمای مستقل یهودی گذشت؛ اما آیا می‏توان پذیرفت كه گردانندگان پشت پرده سیاست جهانی هم، چون ما به این منابع و اخبار می‏نگرند؟!
 آیا می‏توان اخبار و روایات و احادیث مربوط به آخرالزمان را كه عموماً از قول ائمه معصومین(ع) نقل شده و در میان منابع و مصادر مطمئن اسلامی نیز موجود است نادیده انگاشت و آنها را با ایجاد تردید و ابهام به تمامی كنار گذاشت؟! بی‏گمان این اخبار برای مسلمین سالهای اولیه بسط اسلام و ایام امامت ائمه معصومین(ع) ذكر نشده؛ بلكه مخاطب این اخبار ما و مسلمانان و شیعیان بعد از ما هستند. مطالعه آنچه در این باره در میان شبكه‏های جهانی اینترنت، مقالات منتشر در میان مطبوعات غربی و آثار ارائه شده توسط مبلغان كلیسای انجیلی و همچنین فیلمهای سینمایی فراوانی كه توسط كمپانیهای غربی ساخته شده دو فرض را فراروی ما قرار داده است:
   1. فرض اول این است كه مستقل از سیاستمداران، جماعتی با پیگیری اخبار و مطالعات جدی و مستمر حاصل تأمل و خلوت خود را فرا روی پیروان خود قرار داده‏اند. چنانكه امروزه كلیسای كاتولیك به نحوی سازمان یافته و به كمك ابزار دقیق نجومی، اخبار و مكاشفات پیشینیان درباره آخرالزمان را بررسی می‏كنند و سعی در كشف موارد قابل تطبیق در وضع كنونی سیارات و كواكب با آنچه كه در منابع آمده دارند.× و این وقایع به‏طور مستقل بروز و ظهور همان چیزی است كه قبلاً پیشگویی شده است. در ایامی كه جنگ متحدین غرب علیه عراق شدت یافت؛ پاپ، این واقعه را امری مختوم و مقدر اعلام كرد.1 و نویسندگان بسیاری، از جمع پیروان كلیسا از «جرج دبلیو بوش» به عنوان آنتی كریست یا ضد مسیح سوم یاد كردند كه قبل از ظهور حضرت مسیح عامل بسیاری از جنگها و ویرانیهاست.2
   2. فرض دوم این است كه مراكز عمده مطالعاتی و گردانندگان پشت پرده سیاست در آمریكا و انگلیس با آگاهی از این اخبار و با مشاهده قراین نزدیك شدن ایام سقوط و ركود خود سعی در سوار شدن بر موج حوادث دارند.
   در واقع غرب كه امروزه فاقد عنصر قوی نظری و مراتب عالی فرهنگی است «بسط قدرت» و سلطه‏جویی از طریق «نظامیگری» صرف را، راه خلاص خویش فرض می‏كند و با درك مجموعه عوامل و شواهدی كه سقوط غرب و ظهور تاریخی جدید به نام دین و معنویت را در حوزه جغرافیای سرزمینهای اسلامی ممكن می‏سازد؛ سعی در تدوین یك استراتژی و برنامه‏ریزی برای اجرای آن در كوتاه‏ترین زمان كرده است.حركت سریع و در عین حال مزورانه حكایت از این دارد كه غرب مقاصد زیر را در دستور كار خود قرار داده است:
   1. تخدیر افكار ساكنان ساده‏لوح سرزمینهای غربی - به‏ویژه آمریكا - از طریق جنگ رسانه‏ها و متأثر ساختن احساسات و اهواء آنان برای محقق ساختن اغراض سیاسی، نظامی و اقتصادی ویژه؛ می‏بایست متذكر این نكته بود كه دول آمریكا و انگلیس با سرمایه‏های كلان ملت خود، دو بازوی قوی مجامع صهیونیستی و فراماسونری جهانی‏اند.
   2. ایجاد انحراف ذهنی در تحلیل و برداشت ساكنان و حاكمان ملل غیر غربی - بویژه مسلمان - از عملكرد «صهیونیسم و بازوان اجرایی آنها»، در هم شكستن امكان هر نوع تصمیم‏گیری منطقی و واقعی از آنها، از طریق القای استراتژیهای مجعول و غیر مستقل در اداره جوامع اسلامی؛
   3. به دست آوردن ابتكار عمل در جریان حوادث، مقابله با انواع موانع، سوار شدن بر جریان رخدادها به قصد كسب امكان سلطه‏گری بلامنازع، حذف همه جریانات مزاحم به ویژه در میان سرزمینهای اسلامی. غرب، اسلام و نهضتهای اسلامی را - كه درباره آنها گفت‏وگو شد - مهم‏ترین مانع و مزاحم فراروی خود می‏شناسد. در عصر حاضر هیچ یك از سیاستمداران جهان به اندازه مردان سیاسی آمریكا و اروپای غربی به مطالعه آثار پیشگویان و اخبار پشت‏پرده درباره آینده جهان، علاقه نشان نمی‏دهند چنانكه بیشترین هزینه را نیز صرف شناسایی همه جانبه روانی و روحی اقوام شرقی كرده‏اند. چه كسی می‏پذیرد صدها كرسی شرق‏شناسی در دانشگاههای آمریكایی و اروپایی برای ایجاد انس و تألیف قلوب ملت مسلمان و رشد و ارتقای آنان ایجاد شده است؟! پس از انقلاب اسلامی، فرو پاشی شوروی و بالاخره واقعه یازدهم سپتامبر نیویورك، در جهان با حوادثی روبروییم كه در میان اخبار موجود نزد عموم اقوام (اعم از یهودی، مسیحی، مسلمان، و حتی پیشگویان و طالع‏بینان) درباره آخرالزمان از جایگاهی ویژه برخوردار است و در این منابع به وضوح یا تلویحاً بدان وقایع اشاره شده است. تنها كافی است ساعاتی را صرف مطالعه منابع و مصادر موجود در كتابخانه‏ها و یا پایگاههای اطلاع‏رسانی در اینترنت كنیم تا حجم این اطلاعات و مصادیق ذكر شده درباره آنهمه را دریابیم.  به این موضوع و آنچه كه دست كم محافل تصمیم‏گیر و طراحان اصلی سیاست جهانی درباره آن اطلاع كافی دارند از چند منظر می‏توان نگریست:
   1. طراحان «نظم نوین جهانی»، «جنگ صلیبی دوم»3 و «عدالت بی‏پایان(؟!)»4 با رویكردی مزورانه به اخبار موجود و پیشگوییها سعی در القای این معنا دارند كه این حوادث و از جمله جنگ در عراق و هر آنچه كه بعد از آن واقع می‏شود اموری مقدر و محتوم‏اند و همگان چاره‏ای جز تسلیم در برابر آن ندارند.
   2. طراحان و عاملان یاد شده با اطلاع كامل از این منابع و اخبار و تذكر درباره آنچه آنها را تهدید می‏كند استراتژی ویژه سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را طراحی كرده و مرحله به مرحله آن را به اجرا درمی‏آورند و در پی‏آنند تا با اتخاذ «استراتژی بازدارندگی» پیش از واقعه بزرگ ابتكار عمل را به دست گیرند و با كنترل شرایط و پیشدستی امكان ایجاد انحراف در سیر حوادث و تسلطیافتن بر اوضاع را حاصل آورند كه در این صورت چنانكه مسلمین منفعل و ایستا عمل كنند؛ ناگزیر به تحمل خسارات و شداید بسیارند و چنانكه خام و نادانسته، عكس‏العمل بروز دهند پیشاپیش بر سر راه خود چاله هلاك كنده‏اند.
   3. فرض دیگر این است كه غرب بی‏اعتنا به این منابع و اخبار و واهی پنداشتن آنها درگیرودار با تقدیری مقدر پیش می‏رود و انگیزه‏هایی چون تسلط بر حوزه‏های نفتی و سرمایه‏های كشورهای اسلامی دانه‏هایی هستند كه طراح تقدیر برای درافكندن آنان در دام ابتلا و هلاكت افشانده است. طی چند سال اخیر، سیاستمداران كشورهای اسلامی با روشهای معمول تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و به مدد اطلاعات دست دوم - و گاه انحرافی - از آنچه در جهان می‏گذرد؛ تنها ظاهر حوادث و وقایع را بررسی كرده‏اند. چنانكه كلیه مفسران داخلی (اعم از سیاستمداران و یا نظامیها) تنها با بررسی پاره‏ای شواهد و قراین انگیزه اصلی غرب را از لشكركشی به عراق دستیابی به منافع نفتی و تغییر جغرافیای سیاسی منطقه اعلام كرده‏اند.  حضور اسپانیا به‏عنوان نماینده استعمار كهنه در كنار انگلستان و آمریكا به‏عنوان نمایندگان اصلی استعمار نو و هم قسم شدن آنها در میدان عمل، حكایت از ظهور احساس «خطری بزرگ و فراگیر» در غرب دارد. خطری به مراتب مهم‏تر از، از دست دادن چند میلیون بشكه نفت. وگرنه، عربستان صاحب بزرگ‏ترین ذخایر نفتی جهان و تمامی چاههای نفت آن در اختیار غرب است. گوئیا واقعه‏ای تمامیت فرهنگ و تمدن غربی را به خطر انداخته كه آنان بدون ملاحظه خط مشی سازمانهای به اصطلاح جهانی، و به قیمت از دست رفتن تمامیت حیثیت غرب (به دلیل اتكاء به مشی دمكراتیك در مناسبات سیاسی و فرهنگی) و بروز انزجار جهانی با سرعت تمام، گام در میدان خطرناك جنگ در بین‏النهرین و بابل (عراق امروزی) نهاده‏اند.  در تمامی فیلمهای سینمایی ساخته شده براساس اخبار آخرالزمان، آمریكا به عنوان ناجی تمدن جهانی معرفی می‏شود. چنانكه در فیلم «روز استقلال» وقتی سفینه‏ای بزرگ جهان را تهدید می‏كند اولین بار این سفینه در عراق دیده می‏شود و پس از آن آمریكا به مدد تكنولوژی فوق مدرن خود، جهان را از مهلكه‏ای بزرگ نجات می‏دهد. همین مضمون در شكلی دیگر در فیلم «آرماگدون» تكرار می‏شود، اما این‏بار مهندسان و كارگران نفتی آمریكایی هستند كه با همراهی رئیس جمهور آمریكا، جهان را از بلایی بزرگ می‏رهانند و عالم را دعاگوی خود می‏سازند. انتشار كتابها و مقالاتی با مضامین یاد شده و، ساخت دهها فیلم سینمایی چون: آرماگدون، روز استقلال، طالع نحس، نوسترآداموس، ترمیناتور و...، ایجاد صدها پایگاه اطلاع‏رسانی مستقل و وابسته، طرح مباحثی چون «عدالت بی‏پایان»، «جنگ صلیبی دوم» از زبان رئیس جمهور آمریكا، ارائه نظریاتی مشخص درباره  «پایان تاریخ»، «جنگ تمدنها» و مرتبط دانستن هر واقعه كوچك و بزرگی در جهان با مسلمین و به ویژه شیعیان ایران حكایت از آگاهی و اطلاع كامل مراكز اصلی تدبیرگر غربی از این اخبار می‏كند. در واقع غرب متذكر این نكته است كه «تاریخ غرب» به سر آمده و دیر یا زود ناگزیر به قبول مرگ فرهنگ و تمدن استكباری خود است. چه، به صدا درآمدن زنگ رهایی به نام دین، خدا، معنا و معنویت، تمامیت این فرهنگ و تمدن را در چالشی سخت به خطر افكنده است. این‏همه مراكز مطالعاتی و استراتژیك غربی و به‏ویژه یهودیان صهیونیست را بیش از مسلمین متوجه جایگاه و نقش مسلمین و سرزمینهای اسلامی در تاریخ آینده اضمحلال یهودیت صهیونیستی ساخته است. دریافتی كه آنان را واداشته تا به مدد نخبگان و نظریه‏پردازان، دست به طراحی یك استراتژی پر قدرت و همه جانبه تهاجمی بزنند. امام خمینی(ره) در جمله كوتاهی باطن و ذات غربی را - كه طی دهه‏های اخیر در سیمای امپریالیسم آمریكا نمودار شده بود - بیان فرمودند  :آمریكا شیطان بزرگ است.
   امام را به عنوان مردی اهل نظر، پیری ره‏رفته و ره‏یافته باید دید كه به مدد «معرفت قدسی» و عنایات آسمانی واقف به علم‏الاسماء، نسبت میان اسم و مسمی است و هیچ لفظی را بی‏جا و هیچ اسمی را بی‏ملاحظه مسمی بر زبان جاری نمی‏سازد. امام خمینی سخنی ناسزا چون مردان گرفتار در هواجس بر زبان نراند به‏عكس، سخنی به سزا درباره آمریكا و غرب اعلام نمود. او تمامیت سیرت و باطن شیطانی را در صورت غرب و آمریكا می‏دید؛ سیرت و باطنی كه بیان آن مستلزم تفسیر تاریخ غرب و بررسی سیر تحول تفكر امانیستی طی چهارصد سال اخیر است و در این مقال نمی‏گنجد. تنها باید گفت:  «شیطان» هیچ‏گاه بنابر انابه، بازگشت و اعتراف به آنچه به ناروا رفته نداشته و ندارد؛ و همه آنچه كه او به مدد مطالعات و پژوهشها یافته؛ او را به اتخاذ شیوه‏ای شیطانی؛ یعنی مجادله، اغوا و عصیان واداشته تا انهدام و مرگ خود را تا وقت معلوم به عقب اندازد. چه او پایان حیات خود را می‏داند و تسلیم شدن در برابر اراده خداوند را هم نمی‏پذیرد. از همین روست كه ارائه تفسیر و تحلیلی جامع از آنچه در پیرامون ما می‏گذرد؛ بدون مدد جستن از «اخبار آخرالزمانی» ممكن نیست. چنانكه بدون اتخاذ یك استراتژی مناسب و جامع نمی‏توان این دوره حساس و مهم از تاریخ بشر را پشت سر گذاشت. درك این‏همه از سوی عموم مسلمین و به‏ویژه نخبگان، اولین گام برای ورود به این جریان و اخذ تصمیم بخردانه در برابر آن است. والسلام



نوشته: اسماعیل‏شفیعی‏سروستانی
 

پی‏نوشتها :
×   بسیاری از پیشگوییها خبر از بروز وقایع و بحرانها در موقعیتی ویژه می‏دهند. موقعیتی كه نحوه قرار گرفتن سیارات و كواكب در آسمان همزمانی این آرایش و وقایع را بازگو می‏كنند.
1 .   خبرگزاری آسوشیتدپرس، شنبه دوم فروردین 1382.
2 .   ر.ك. مقاله «آیا جرج دبلیو بوش دجال است، موعود، ش29.
3و4. اشاره به سخنان جرج دبلیو بوش در وقایع افغانستان و عراق.
5 .   عصر ظهور، ص17.


نوشته شده در تاریخ شنبه 12 تیر 1389    | توسط: مهدی شاه یاری    | طبقه بندی: مهدویت،     | نظرات()